مقدمه
امروزه آموزش وپرورش به عنوان یکی از خرده سیستم های جامعه نقش مهمی در فرآیند توسعه دارد.اگر مولفه های توسعه را درابعاد مختلف سیاسی،فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی،آموزشی و...مورد بحث قرار دهیم،ناگزیرنقش آموزش وپرورش را دراین زمینه نمی توان نادیده انگاشت.ازاین رو چنین نهادی که خود توسعه آفرین است وموتور محرکه ی همه ی ابعاد توسعه است نیاز مبرمی به توسعه ی درونی خود دارد.به عبارت دیگر در فرایند توسعه تغییروتحول درساختار،برنامه ها ،اهداف وروش ها اجتناب ناپذیر است.همانگونه که فلیپ کومبز می گوید ریشه ی اصلی همه ی مشکلات وبحرانهای تعلیم وتربیت در مدیریت آموزشی است.اگر مدیدیت آموزشی اصلاح گردد وتغییروتحولی اساسی در آن ایجاد شود، مسائل ومشکلات دیگر نظام آموزشی نیز اصلاح خواهد شد.یکی از راه های تغییروتحول در مدیریت آموزشی واصلاح آن کاربست مدیریت مشارکتی است. در سازمان گسترده ای به نام آموزش وپرورش،مشکلات برنامه ریزی،سازماندهی،هماهنگی،ارزشیابی و...نیازبه مدیدیت مشارکتی رادوچندان می سازد.البته آموزش وپرورش بنا بر رسالت خود فرهنگ ساز مشارکت نیز هست،لذا توجه به مشارکت ومدیریت مشارکتی رااول باید از درون خود آغاز کند وسر انجام آن را در جامعه ونهادهای آن گسترش دهد.
مشارکت در سازمان های بزرگی چون آموزش وپرورش،بازوانی قوی برای مدیریت است که بسیاری از مشکلات درون سازمانی را سامان می بخشد واگرآموزش وپرورش به این پدیده ی مهم در جهت تحقق اهداف خود توجه نکند نا خواسته با مسائل ومشکلات بسیاری مواجه خواهد شد که ضررهای جبران ناپذیری برای تعلیم وتربیت وجامعه در بر خواهد داشت.
متاسفانه جامعه ی ما پاسخ مناسبی به مشارکت همه جانبه نداده است ونسبت به آن بی تفاوت است.البته عوامل این بی تفاوتی را می توان از دیدگاههای تاریخی،سیاسی،فرهنگی و...مورد بحث قرار دادوبدیهی است که سیستم های متمرکز سیاسیواداری واقتصادی در تاریخ کشور ماوارتباط آن ها با مسائل فرهنگی در ایجاد بی تفاوتی وعدم اعتماد به فرهنگ مشارکت بی تاثیر نبوده است.در این میان آموزش وپرورش به عنوان یک نهاد فرهنگ ساز می تواند زمینه های لازم را در جهت توسعه ی فرهنگ مشارکت در جامعه ایجاد کند.امید است که با اعتلای فرهنگ مشارکت در آموزش وپرورش ، توجه به مدیریت مشارکتی در این سازمان ودیگر نهادهای جامعه گسترش یابد.
امروزه الگوهای مختلفی از مدیریت مشارکتی در جهان مطرح شده است که هر کدام مبانی فلسفی ونظری خود را دارد.الگوهایی مبتنی بر دیدگاههای مذهبی ،انسانی،آزادی وبهره وری است.دراین نوشتار الگویی برای مدیریت مشارکتی در آموزش وپرورش شرح داده شده است ، الگویی که مبتنی بر نگرش روابط انسانی در مدیریت است.این الگوبا توجه به نگرش های انسانی می تواند در نظام آموزش وپرورش کاربردی موثر داشته باشدودر سازمان های کلاسی وستادی قابل پیاده شدن است.
این الگو ضمن تاکید بر مدیریت آموزشگاهی با توجه به مولفه های زیر تحقق یافتنی است:
الف- تمرکز زدایی در آموزش وگرایش به سوی عدم تمرکز با تفویض اختیار بیشتر
ب – توجه جدی به مدیدیت شورایی ،تغییروتحول در ساختار وآیین نامه های شورای معلمان وارتقا شورا از حالت انفعالی به شیوه ی فعال.
ج _ توجه بیش از حد به طرح مدرسه محوری.
د – شرکت دادن کارکنان آموزشی در فرآیند تصمیم گیری مدرسه و...
1-مدیریت مشارکتی تعاریف واهداف آن :
مشارکت یکی ازمهمترین مفاهیمی است که توسط دانشکندان مختلف مورد تعریف قرار گرفته است :
فولان در سال 1993 مشارکت را فرآیندی می داند که افراد در گروههای تعامل با ارنباط اثر بخشی تلاش می کنند، با به میدان در آوردن تواناییی های ذهنی وروحی خود برای مساله ویا هدف خود راه حل یا راهبردهای مناسبی پیدا کنند.(سرکارآرانی،1379)
برخی مشارکت را تصمیم گیری مشترک تعریف کرده اند ومشارکت را شامل فرآیندی می دانند که از طریق آن کارکنان سهمی در رسیدن به تصمیم های مدیریتی در سازمان دارند.در این دیدگاه مشارکت ، سیستمی از مدیریت است که در آن افراد بر تصمیم های سازمان اثر می گذارند.
مشارکت از دیدگاهی دیگر یعنی فهم وادراک هر فرد از میزان نفوذ پذیری که بر تصمیم گیری دارد در مقایسه با نفوذ واقعی وی در تصمیم گیری.
آنچه در تعاریف بالا مد نظر است تصمیم گیری است که به عنوان یکی از مولفه های مشارکت می باشد به طوری که می توان مشارکت را بر پایه ی تصمیم گیری مشرک تعریف کرد.
اصل مشارکت کارکنان در مدیریت یا به عبارت دیگر مدیریت مشارکت بر یان پیش فرض ها استوار است : تاکید بیشتر بر شان ومقام انسان در محیط کار ولزوم نفوذ فرد بر تصمیماتی که در تعیین سرنوشت کاری وی موثرند.منظور از مشارکت کارکنان کلیه ی اقداماتی است که میزان نفوذ ومسئولیت کارکنان را در فرایند تصمیم گیری از طریق تمایندگی مناسب در سطوح مختلف سازمان افزایش می دهد وهدف از آن نیز این است که از طریق دخالت دادن کارکنان در فرآیند تصمیم گیری از میزان برخوردها وتعارضات موجود بین مدیران وکارکنان کاسته شود وطرفین کار با داشتن حق وفرصت مساوی قبرای تبادل نظر وتصمیم گیری درباره ی مسائل سازمانی ،خود را متعلق به گروه واحدی بدانند که درجهت تحقق هدفهای مشترک فعالیت می کنند(زاهدی 1369).
مشارکت کارکنان دارای هدفهای اقتصادی،اجتماعی وروانی است.از نظر اقتصادی سبب افزایش کمی وکیفی بهره وری در سازمان می شود.از بعد اجتماعی ، مشارکت با تقویت همکاری در بین طرفین کار،میزان برخوردها وتعارضات را کاهش می دهد ومحیط کاری سالم ومناسبی به وجود می آورد وصلح وآرامش را در سازمان تداوم می بخشد.از نظر روانی نیز با استقرار نظام مشارکت در مدیریت ، ارزش عامل انسانی در سازمان به رسمیت شناخته می شود وبه جنبه ی انسانی کار توجه بیشتری معطوف می گردد واین امر موجب رضایت کارکنان می شود(الوانی 1372).
برای مدیریت مشارکتی فواید زیادی بیان کرده اند که مهمترین این فواید عبارتنداز:
1-1-تقویت روحیه ی ابتکار وحس مسئولیت در کارکنان
2-1-افزایش میزن بهره وری در سازمان
3-1-تقویت روحیه ی کارکنان وایجاد انگیزه در آنان
4-1-افزایش تفاهم متقابل در طرفین کار وکاهش فاصله بین آن ها
5-1-ایجاد امکان استفاده از تجارب عملی ونظرات واندیشه های دیگر کارکنان
6-1-ایجاد کانال های ارتباطی موثر در سازمان وتوزیع مناسب تر اطلاعات
7-1-0 تقلیل میزان سوظن ها،تنش ها،شکایات ودعاوی مربوط به کار
8-1- ایجاد عاملی جهت افزایش تحریک وکارایی در مدیران9-1-ایجاد زمینه ی مناسب برای پذیرش تغییرات وتحولات مناسب در کمییت وکیفیت کار
در نظام مدیریت مشارکتی رابطه ی بین اداره کننده واداره شونده رابطه ای دوجانبه وپویا ، همیشه برقراراست.زیرامشارکت یعنی شرکت داد وشرکت داشتن.این رابطه ی دوجانبه همه ی دستاوردهای تمدن وتجربه های انسانی ، از تعهد واحساس مسئولیت در برابر اعمال خویش تا محترم شمردن حقوق دیگران و اعتقاد به برابری آدم ها را در خود دارد.در نظام مشارکتی مدیران ادعای معجزه وپاسخگویی به همه ی مشکلات را ندارند واداره شونده ها دارای توقعات غیرعملی نیستند.مدیر عضوی همتراز با دیگرا است وتصمیم گیری با مشارکت همگان صورت می گیرد.فرادست وفرودستی نیست وآنچه اهمییت دارد تحقق دادن به خواستی همگانی است برای سعادت همگان وبه همت همگان واقعیت پیدا می کند(پاتریشیا مک لگان -1377).
گذر به شیوه ی مشارکتی اداره امور در محیط کار در دنیای امروز ضروری وگریز ناپذیر است.گریز ناپذیر از آن جهت که مسائل رویاروی ما در محل کار بسیار پیچیده تر وبه هم وابسته تر از آن هستند که توسط معدودی از مسئولان قابل حل باشد.
2- لوازم مدیریت مشارکتی :
برای پیاده شدن نظام مدیریتی مشارکت در سازمانهای آموزشی باید قبلا مقدمات کار وزمینه ی اجرا مهیا گردد.جهت رسیدن به این هدف توجه به عوامل زیر ضروری است :
1-2- گرایش به عدم تمرکز :
گرایش فلسفه ،اهداف وفعالیت های سازمان های آموزش از تمرکز به سوی عدم تمرکز موجب تفویض اختیار به زیر دستان می شود ومشارکت آن هارا در تصمیم گیری های بیشتر خواهد کرد.ت.جه به نیازها، شرایط وامکانات اجرایی ، امکان تبادل نظر از بالا به پایین یا ارتباط مدیران وبرنامه ریزان ومجریان، توجه به تفاوت های فردی کارکنان ، توجه به خلاقیت ها ، ابتکارات وآزادی عمل وتوجه به خلاقیت ها ، ابتکارات وآزادی عمل وتوجه به تصمیم گیری در رده های پایین از ویژگی های مثبت گرایش به عدم تمرکز در نظام مدیریت مشارکتی است(تصدیقی).
2-2- کاهش بوروکراسی
مدیریت مشارکتی در سلزمان های آموزشی اگر به دنبال نوآوری ها باشد وبرکیفیت تاکید کند ، لزوما باید بسیاری از مقررات دست وپاگیر اداری را تعدیل کند.زیرا بوروکراسی به خاطر ویژگی های ذاتی خود نمی تواند به مشارکت کارکنان و برخورد خلاقیت ها وابتکارات آن ها میدان دهد ودربسیاری از موارد کیفیت را فدای کمییت می سازد.تمرکز ذاتی بوروکراسی خود دلیل قانع کننده ای بر این ادعا می باشد.علاوه بر این کاهش بوروکراسی در سازمان های آموزشی زمینه ی مشارکت را تسهیل می کند واین خود تحولی دیگردر استقرار مدیریت مشارکتی است.
3-2- ثبات مدیریت:
از آنجا که در نظام مدیریت مشارکت اثر بخشی وکیفیت مورد انتظاز است وتحقق این امر منوط به برنامه ریزی های دراز مدت می باشد، ثبات مدیریت عامل تعیین کتتده ای دراین زمینه خواهد بود.تغییر مدیران سازمان های آموزشی در جریان نوسانات سیاسی جامعه ضربه جبران ناپذیری را بر پیکره ی سازمان وکیفیت فعالیتهای آن وارد می آوردواین تغییرات توجه مدیران را به اهداف وبرنامه ریزی های کوتاه مدت وکمی سوق می دهد واز مشارکت کارکنان می کاهد.
2-4- آموزش نیروی انسانی :
آموزش مستمر مدیران وکارکنان ضرورتی حیاتی در استقرار نظام مدیریت مشارکتی است. برنامه ریزی آموزشی برای ارتقا سطح علمی نیروی انسانی سازمانهای آموزشی به صورت مستمر موجب آشنایی با تحقیقات جدید، روش های نو در زمینه ی انجام کار و... خواهد شد وتحقق نظام مدیریت مشارکتی را تسهیل خواهد کرد.
5-2-تغییر وتحول در ساختار اداری وآموزشی :
نظام مدیریت مشارکتی در سازمانهای آموزشی نیاز مند ساختار وتشکیلات جدید است .ساختار وتشکیلات نظام آموزشی ما گرایش به تمرکز داردوطبیعی است کهخ مناسب نظام مدیریت مشارکتی نیست .بنابراین ضروری است علاوه برتغییر وتحول در ساختار اداری وآموزشی، قوانین وآیین نامه های آموزشی نیز متناسب با مدیریت مشارکت تغییر یابند.
3-الگوی مدیریت مشارکتی :
در باره مدیریت مشارکتی درجهان امروز الگوهای متفاوتی مطرح شده است که هر کدام مبانی واصول فلسفی خود را دارد.الگوهایی که مبتنی بر دیدگاههای مذهبی ، انسانی ، آزادی وبهره وری است.الگوی مورد نظر در این نوشتار الگوی مبتنی برلذ نگرش روابط انسانی است .
روند روابط انسانی در سالهای پایانی 1930 و ابتدای دهه ی 1940 در نتیجه ی پژوهش های هاثورن شکل گرفت .این روند در آغاز واکنشی در برابرناخوشنودی انسانهای سازمانی از فشارهایی که از سوی مدیریت برای بهره وری بیشتر به آنها وارد می شد وجاییی رابرای مشارکت ودخالت این انسانها در فرایند تصمیم گیرهای مدیریت قائل نبود ، مطرح شد.(زمردیان ، 1379)
در الگوی مدیریت مشارکتی یا مشارکت جویانه که به دنبال نهضت روابط انسانی مطرح شد ،اعتقاد بر این است که کارکنان اگر درتصمیم گیریها دخالت داده شوند، از تصمیم ها حمایت خواهند کرد و در نتیجه بهره وری خودشان را افزایش خواهند داد.علاوه بر این نگرش انسانی ، مشارکت را کمکی برای پرورش انسان می داند و ارزش رشد در کار برای رسیدن به مراحل بالاتری از انسانیت را مورد تاکید قرار می دهد.
نگرش انسانی در جامعه اسلامی ما که بر حفظ ارزشهای والای انسانی تاکید دارد ،الگوی مناسبی است.
الگوی مدیریت مشارکتی در مقابل مدیریت خود کامه است در این نوع مدیریت آزادی عمل کارکنان در حد اکثر می باشد.
همانگونه که قبلا بیان شد ، ایجاد روابط انسانی در نظام مدیریت مشارکتی موتور متحرکه ی سازمان های آموزشی در جهت نیل به اهداف کیفی این کونه سازمان هاست.روابط انسانی به عنوان یک فرهنگ در مدیریت سازمان های آموزشی به عوامل زیر نیازمند است :
1-3- احترام واعتماد متقابل به مدیران وکارکنان
2-3-شرکت دادت کارکنان در تصمیم گیریها
3-3-ایجاد انگیزه در کارکنان
4-3-برخورد انسانی با زیر دستان
5-3- توجه به نیازهای معنوی کارکنان
6-3-ارزش نهادن به شخصیت وکرامت انسانی
4- راهکارهای اجرایی مدیریت مشارکتی :
الگوی مدیریت مشارکتی را می توان در سازمانهای آموزشی ومدیریت آموزشگاهی به کار برد.کاربست این الگو در مدیریت آموزشگاهی به راهکارهای اجرایی زیر است :
1-4- مدرسه محوری :
دراین الگو مدرسه محور همه ی تصمیم گیریهاست.سازمان های ومدیریت های آموزش وپرورش هیچ نوع دخالتی در امور داخلی مدرسه نخواهند داشت.چنین مدارسی که به مدارس خود گردان معروف هستند، محصول نظام های آموزشی غیر متمرکز می باشتد ، نظام هایی که بیشترین تفویض اختیار را دارند وبه مدارس زیر مجموعه خود در زمینه های زیر اختیار تصمیم گیری داده اند : برنامه های درسی ، بودجه ،انتخاب کادر آموزشی وغیر آموزشی ف تخصیص منابع ، برنامه ریزی فعالیت ها ، ارزشیابی و... در این گونه مدارس شیوه ی مدیریت ، مشارکتی است و ویژگیهای چنین مدیریتی عبارت است از شایسته سالاری ، ایجاد انگیزه در کارکنان ، عدم تمرکز در امور و...این گونه مدارس به خاطر پاسخگویی در برابر جامعه باید مداوم ، اهداف ، فرآیند کار ، فعالیت ها ، طرح ها ، بازده ونتایج کار را مورد ارزشیابی قرار دهند.
2-4- شوراهای تصمیم گیری :
درنظام مدیریت مشارکتی ، شورای معلمان ، شورای دانش آموزان ، شورای مدرسه و ... بایداز حالت انفعالی خارج شود. این گونه شورا ها در مدیریت مشارکتی باید نقش فعال داشته باشند و دارای قدرت تصمیم گیری باشند، یکی از دلایل استقبال معلملن در این شوراها فعال نبودنتشریفاتی بودن این شورا ها می باشد.یکی از تفاوتهای مدیریت مشارکتی ومدیریت استبدادی نیز همین است که در مدیریت استبدادی به علت خود کامگی ، معلمان حق اظهار نظرو تصمیم گیری در امور مدرسه را ندارند.شورای معلملن بهترین مرکز تصمیم گیری در مدارس است ووقتی معلملن در ارائه راه حل یا اتخاذ تصمیمی دخالت داشته باشند آن تصمیم و را ه حل را پشتیبانی می کنند واین پشتیبانی موجب مقاومت های احتمالی آن ها در حین اجرای تصمیمات می گردد.هم چنین شورای دانش آموزان ودیگر شوراهای مدرسه جهت اهداف مدیریت مشارکتی نیازمند قدرت تصمیم گیری خواهند بود.
3-4-تشکیل گروههای آموزشی ودرسی :
به وجود آمدن این گروههای تخصصی وپژوهشی در مدارس می توانند در جریان اهداف مدیریت مشارکتی کارکردهای زیر را داشته باشند وموجب پویایی ، خلاقیت ونو آوری گردند.
1-3-4- برنامه ریزی درسی وآموزشی
2-3-4-ارائه واجرای روش های فعال تدریس
3-3-4-ارائه واجرای روش های علمی سنجش واندازه گیری از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
4-4- ایجاد دفتر ارزشیابی
در مدیریت مشارکتی ، پاسخگو بودن در باره کار انجام شده نه به شیوه ی مدیریت کلاسیک امری اساسی به حساب می آیدبه همین علت ایجاد دفتر ارزشیابی در مدرسه به منظور ارزشیابی از اجزای سیستم مدرسه ضروری به نظر می رسد.این ارزشیابی در مسیر بهبود کیفیت نقش مهمی را ایفا می کند.
پیشنهادها :
در جهت تحقق اهداف مدیریت مشارکت در مدارس پیشنهاد می شود که :
1- در فرهنگ مشارکت وکار جمعی وگروهی در مدرسه تقویت شود.
2- طرح مدرسه محوری بیش از پیش توسعه وگسترش یابد ومورد توجه قرار گیرد.
3- ساختار وتشکیلات وآیین نامه های مدارس متناسب با اهداف مدیدیت مشارکتی متحول شود.
4- از میزان بوروکراسی ودیوان سالاری سازمان های آموزش وپرورش کاسته شود.
5- به کارگماردن مدیران اداری وآموزشی از حالت انصابی خارج شو وازبین افراد سازمان وبا نظر آنها انجام گیرد.
6- نیروی انسانی مورد نیاز در مدارس برای آشنایی با مدیریت مشارکتی آموزش داده شوند.
7- آموزش تخصصی کارکنان ومعلمان درجهت تحقق اهداف سازمان به طور مستمر برنامه ریزی شود.
8- به نو آوری ها وابتکاران وخلاقیت کارکنان مدرسه میدان داده شود.
9- در تقسیم کار به شایسته سالاری وتخصص بهای بیشتری داده شود.
10-سازمان اداری آموزش وپرورش به سوی عدم تمرکز شتاب بیشتری داشته باشد.
11- یک نظام ارزشیابی دقیق وعملی در سازمان های اداری وآموزشی وزارت آموزش وپرورش استقرار یابد وتمامی اجزای آن سازمان ها را در جهت بهبود کیفیت واثر بخشی به طور مداوم مورد ارزشیابی قرار گیرد.
در انتخاب مدیران ثبات مدیریت در نظر گرفته شود .
منابع :
1- الوانی، سید مهدی وزاهدی ؛شمس اسادات مباحث ویژه درمدیریت دولتی دانشگاه پیام نور ، تهران ، 1372.
2- پاتریشیا،مک لگان وکریستونل ؛عصر مشارکت ترجمه مصطفی اسلامیه دفترپژوهشهای فرهنگی ، تهران ، 1377.
3- تصدیقی ، محمد علی، مقدمات برنامه ریزی آموزشی ودرسی، دانشگاه آزاد اسلامی شهرضا
4- زاهدی ، شمس ااسادات ، روابط صنعتی ، مرکز نشر دانشگاهی ، تهران ، 1369.
5- سرکارآرانی ، محمدرضا ؛هنوز در ترسیم مبانی نظری مشارکت مشکل داریم ،روزنامه همشهری 23 خرداد 1379.
6- طوسی ،محمد علی ؛مشارکت در مدیریت ومالکیت ،مرکز آموزش مدیریت دولتی ، تهران ، 1370.
7- زمردیان ، اصغر،مدیریت تحول ،سازمان مدیریت صنعتی، تهران1379.
8- عسگریان ، مصطفی ، سازمان ومدیریت آموزش وپرورش ، امیر کبیر ، تهران ، 1363.